عزيز دولت آبادى

مقدمه 53

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )

آذربايجان بيرون كند تا سقوط صفويه آذربايجان از آرامش برخوردار بود ، به ويژه اينكه دولت عثمانى روى به ضعف نهاده بود و ديگر خطرى براى آن ولايت محسوب نمىشد ، اما با سقوط صفويه و تسلط افغانان بر شرق و مركز ايران ( 1125 ق / 1713 م ) عثمانيان نيز آذربايجان را به موجب معاهده‌اى با دولت روس اشغال كردند ( 1137 ق / 1725 م ) . كه اين اشغال تا شكست قطعى آنان از نادر شاه افشار ادامه يافت ( 1145 ق / 1732 م ) . در زمان نادر شاه نيز آذربايجان ميدان جنگ بود و پس از مرگ او ميدان تاخت‌وتاز سرداران او گرديد تا آنكه در اوايل قرن 13 ق / 19 م با تسلط آقا محمد خان و روى كار آمدن حكومت قاجار مدتى آذربايجان آرامش يافت . با مرگ آقا محمد خان در 1211 ق / 1796 م و روى كار آمدن فتحعلى شاه ( 1212 ق / 1797 م ) ، كه آغاز تعرض دولت روس تزارى به ايران است ، آذربايجان وضع حساسى پيدا كرد و مركز جمع‌آورى قوا و اعزام به شمال براى مقابله با سپاهيان مهاجم شد ، در اين زمان بود كه آذربايجان از لحاظ سياسى و نظامى مهم‌ترين ايالات ايران گرديد ، عباس ميرزا ، وليعهد فتحعلى شاه و فرمانده قواى ايران ، آنجا را مقر دائمى خود در برابر قواى روس قرار داد . پس از رفتن او به خراسان و مرگ او ، پسرش محمد ميرزا كه وليعهد ايران شده بود به تبريز فرستاده شد . وى پس از مرگ فتحعلى شاه در 1250 ق / 1843 م در اين شهر به سلطنت نشست . ناصر الدّين ميرزا پسر او نيز كه وليعهد بود در آذربايجان اقامت گزيد . بدين‌ترتيب تبريز وليعهدنشين و دومين شهر ايران از لحاظ سياسى گرديد ، در 1297 ق / 1880 م فتنهء شيخ عبيد اللّه كرد در قسمت كردنشين آذربايجان و غرب درياچهء اروميه روى داد كه موجب خرابى و صدمات فراوان گرديد و پس از كوششهاى بسيار خاموش شد . در نهضت مشروطيت ، آذربايجان پس از تهران بزرگ‌ترين كانون آزادىخواهى و جنبش ضد استبداد و خودكامگى بود . پس از شهريور 1320 و اشغال آذربايجان به وسيلهء ارتش شوروى عده‌اى به بهانه خودمختارى با پشتيبانى قواى اشغالى ، آذربايجان را خودمختار اعلام كردند كه در حقيقت به معنى تجزيه و الحاق آن به كشورى ديگر بود . ولى مردم آذربايجان با علايق مستحكم و ناگسستنى خود به تاريخ و فرهنگ ايران ره‌آوردى را كه در خارج از مرزهاى كشور براى تجزيهء آن تهيه شده بود ، نپذيرفتند . ( نقل به اختصار از دايرةالمعارف بزرگ اسلامى . )